بررسی تاریخ عکاسی ایران

بررسی تاریخ عکاسی ایران -
Bottom

گردهم آیی پزشکان عکاس .

poster_148757822913327060.jpg


در این نشست علمی که ساعت ۱۵ روز جمعه ۲۹ بهمن ماه جاری برگزار شد، ابتدا مژگان طریقی مدیر موزه سندوزی تاریخچه کوتاهی از موزه و دکتر سندوزی و نحوه شکل گیری و فعالیت های موزه برای حاضرین ارایه کرد.
سپس دکتر محمد ستاری در خصوص نحوه شکل گیری رشته عکاسی در دانشکده های هنری و همتی که استاد دکتر میرهادی شفاییه برای  بوجود آمدن رشته دانشگاهی عکاسی داشتند ، سخنانی ایراد کردند و با یاد نیک از زحمات و گرامی داشت نام ایشان، دست خط و عکس هایی از دکتر شفاییه را برای مدعوین نمایش دادند.
ایشان با آرزوی سلامتی برای دکتر میرهادی شفاییه که در سالهاست در دابلین و کشور آمریکا هستند سخنان خود را آغاز کردند و در ادامه از دیگر اساتیدی هم چون: استاد یحیی ذکاء، استاد دکتر ایرج افشار، استاد دکتر شهریار عدل نام بردند و تاکید کردند که همه این عزیزان به گردن همه ما حق دارند.
ستاری پیرامون نخستین بار که رشته عکاسی راه اندازی شد هم اشاره ای به کشور آمریکا داشت که پس از جنگ جهانی دوم در مقطع لیسانس و فوق لیسانس در دانشکده های این کشور راه اندازی و رشته دکترای عکاسی در دانشگاه روچستر آمریکا در سال ۱۹۷۴ طراحی و اجرایی شد.

مترجم کتاب « عکاسی در قرن بیستم » صحبت های خود را اینگونه ادامه داد: دکتر شفاییه از سال ۴۷-۱۳۴۶ عکاسی را به عنوان یک واحد آزاد در  دانشگاه ها کار می کردند. اولین و علمی ترین دانشگاهی که از دکتر شفائیه خواستند تا عکاسی را در آن دانشکده تدریس کنند دانشگاه صنعتی شریف بوده و به فاصله کمی دکتر شفائیه درس عکاسی را در دانشکده هنرهای زیبا و مجتمع هنر (فارابی) آغاز کردند.

دکتر به فراخور هر کدام از رشته های تجسمی به فراخور تخصصی بودن رشته برایشان آموزش می دادند (برخی از مسئولین در وزارت فرهنگ و آموزش عالی در دوره گذشته دیدگاه دوگانه ای در رابطه با عکاسی داشتند . آنهایی که درباره انقلاب دیده بودند که عکس یک عکاس چگونه می تواند برد وسیعی پیدا کند . در برهه انقلاب (عکاسی از وقایع انقلاب که کنار مسجد محل به نمایش گذاشته می شد) یا چاپ در روزنامه ها بعضی از مسئولین وزارت فرهنگ و آموزش عالی این قابلیت نشر اطلاعات را از طریق عکاسی درک کردند.
دانشجوی استاد شفاییه اینگونه ادامه داد که: این دوگانگی سالها در ذهن و حافظه مسئولین وقت بوده تا اینکه در سالهای ۵۷-۱۳۵۶ انقلاب به پیروزی رسید و ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ مرز و بوم عزیز ایران درگیر جنگ ۸ ساله ناخواسته شد. آنجا بود که دوباره عکاسی به صحنه آمد. عکاسانی که آموخته بودند چگونه عکس بگیرند ، این دو واقعه را کنار هم بگذارید سال ۵۷ و سال ۵۹ مسئولین به این فکر افتادند که چرا رشته ای به نام لیسانس عکاسی نداشته باشیم . یک دیدگاه دیگری هم بود که رشته عکاسی یکی از گرانترین رشته های دانشگاهی بود ، طبق آماری که دانشگاههای عکاسی در آمریکا و اروپا گرفتند ، رشته عکاسی در دهه ۸۰-۹۰ میلادی در اروپا و آمریکا دومین رشته گران دانشگاهی بوده و در ایران گرانترین رشته دانشگاهی بوده.

ستاری با تاکید بر هزینه سنگین تحصیل در رشته عکاسی ادامه داد: هرکسی که بخواهد فنی را در دانشگاه یاد بگیرد ، قلم و کاغذ و کتاب لازم دارد . و پزشکان هم یک سری وسائل می خواهند که در دانشگاه در اختیارشان قرار می گیرد ولی در رشته عکاسی قلم شما دوربین و کاغذ شما کاغذ عکاسی و وسائل دیگر ولی دانشکده فقط می توانست در کلاس مربوطه آن را در اختیار دانشجویان قرار دهد . وسائل گران بود و دانشکده نمی توانست به تمام دانشجویان به مدت مثلا ۱۰ روز وسیله بدهد . دو دیدگاه بین مسئولین وجود داشت یک گروه معتقد بودند رشته عکاسی می تواند رشته کاربردی باشد .از آن حمایت می کردند یک سری از مسئولین که باید بودجه تهیه و تصویب می کردند و دانشکده ها را تجهیز می کردند . ( لابراتوار های چاپ و طهور سیاه و سفید و رنگی و ….. ) بودجه بسیار سنگین بود .

مولف کتاب « سیر تحول عکاسی » به ریشه های تاسیس رشته عکاسی هم پرداخت و گفت: «عذرخواهی می کنم که نقل قولی که  بدون نام بردن از کسی ایراد می کنم. مسئولین از دکتر شفائیه خواستند تا شرح درس عکاسی را بنویسند تا در ستاد عالی انقلاب فرهنگی برای تصویب شدن آن در مقطع لیسانس ، اسنادی داریم که چند نفر مدعی شده اند که شرح درس مقطع لیسانس و فوق لیسانس را نوشته اند که من اینجا سندی را که در جابجایی ۲۸ سال پیش دفتر عکاسی یافتم به شما نشان می دهم که نشان می دهد دکتر هادی شفاییه این سرفصل را تهیه و تنظیم و نهایی کردند.
در این لحظه سند مورد نظر به حاضرین نمایش داده شد و صحبت ها این چنین ادامه یافت: دست نوشته های دکتر شفائیه که پیدا شدند حکایت از این داشتند که وزارت علوم سال ۵۹ -۶۰ از ایشان خواسته بود که برای لیسانس رشته عکاسی شرح درس بنویسند و همگی با دست خط ایشان پیدا شده . کیفیت کاری دکتر شفاییه هم به گونه ای بود که یا کاری را نمی کردند یا آن را کامل انجام می دادند . دکتر شرح درس لیسانس و فوق لیسانس را نوشتند و وزارت خانه فقط با لیسانس موافقت کرد . قاعده ای در وزارت علوم هست که هر درسی باید چند دوره فارغ التحصیل داشته باشد تا مقطع فوق لیسانس برپا شود . شرح درس فوق لیسانس مسکوت ماند و لیسانس در دو دانشکده دولتی اجرایی شد . دانشکده هنر های زیبا دانشگاه تهران و مجتمع دانشگاهی هنر دهه ۶۰ که سابق با نام فارابی شناخته می شد شکل گرفت .

نویسنده کتاب « کودکان دیروز » با یاد کردن از روز اول اسفند ماه سال ۱۳۶۲، به دکتر شفاییه با مشخصات مردی ۶۰ ساله اشاره کردند که وقتی وارد کلاس می شدند که به اولین دانشجویان ورودی سال ۱۳۶۲ درس عکاسی بدهد تن صدا و استحکام کلام از یک مرد ۶۰۰ ساله بعید بود ولی چون ایشان عاشق عکاسی بودند و این عشق را در تک تک دانشجویانشان نهادینه کردند تا سال ۶۵ که تهران هدف آماج موشک عراقی ها شد دکتر تنها بودند و با عشق این حضور و تدریس ادامه داشت. فرزندانشان قبل از انقلاب از ایران رفته بودند و همسرشان هم کنار بچه ها بودند. شفاییه ۶۵ ساله می خواستند به چندین دوره دانشجویان رشته عکاسی تدریس کنند ولی مریض بودند و برایشان سخت بود لابراتوار در طبقه ششم دانشگاه بود و ایشان آرام آرام شش طبقه را بالا می رفتند و در پا گرد می ایستادند تا نفس بگیرند و باز پله و ادامه مسیر برای رسیدن به طبقه ششم و کارگاه و لابراتوار عکاسی.
دکتر هادی شفاییه بسیار مظلوم و مآخوذ به حیا بودند .

ستاری به عنوان نویسنده کتاب « محمدحسن میرزا، آخرین ولیعهد قاجار » در پایان سخنان خود اشاره کرد: «دکتر در سال ۶۵ به دلیل تشدید بیماری از ایران رفتند اما مطمئن بودند نهال کوچکی که نشاندند به درخت پر باری تبدیل می شود».
امروز ما در ۴ دانشکده دولتی لیسانس عکاسی داریم ، در دو دانشگاه دولتی فوق لیسانس عکاسی داریم و در یک دانشگاه دولتی دوسال می شود که طرح دکترای هنرهای تجسمی با گرایش عکاسی تصویب شده و فعلا اجرایی نشده است . انشالله دکتر شفاییه بدانند آن نهال کوچکی که کاشتند درخت بزرگی شده که سالانه حدود ۵۰۰۰ نفر وارد رشته عکاسی در مقاطع مختلف و در دانشکده های دولتی و غیر دولتی می شود و همه اینها از لطف نظر این بزرگ مرد اندیشمند است که باید قدرشان را بدانیم.
بعد از این مرحله نسرین ترابی پژوهش گر تاریخ عکاسی در خصوص پزشکی و عکاسی در دوره قاجار سخنانی به همراه نرم افزارچندرسانه  ای-پاور پوینت- داشتند و از ارتباط نزدیک پزشکی و عکاسی نکاتی را مطرح کردند. ترابی در بین سخنان خود اشاره داشت: « نخستین عکاس ایرانی که ملک قاسم میرزا بوده طبیب هم بوده اند. باید موضوعی که باعث هرچه نزدیک تر شدن دو طیف عکاسان و پزشکان شده و شکل گیری جماعتی از پزشکان عکاس و عکاسان پزشک را شامل شده مورد پژوهش و بررسی دقیق تری قرار داد. ارتباط نزدیک بین داروهایی که هم در عکاسی و هم در درمان بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرند خود موضوعی است که مجال تامل دیگری را دارد» .
سپس دکتر جعفری مذهب سخنانی ایراد کردند . یادی از مرحوم دکتر شهیدی که به همراه دکتر سندوزی یکی از موسسین دانشکده دندانپزشکی مشهد بودند ، توسط پیامی که دخترشان دکتر گیتی شهیدی فرستاده شده بود قرائت شد.

از جمله میهمانان حاضر در این مراسم می توان به: دکتر نینا رهسپار ، دکتر خسرو گلشن ، دکتر شروان شعاعی ، دکتر جعفری مذهب ، دکتر کیهان محمدخانی ، دکتر محمدستاری ، مجتبی آقایی ، هوشنگ سلامت ، محسن راستانی ، محمود حاجی آقایی ، محمد طاهری ، مصطفی فراهانی، نسرین ترابی ، حسین چنعانی ، باغچه سرایی ، ناصرالدین حسن زاده ، مهدی خوشی، مهندس مهدی یوسفی و مهدی سروری(از طرف پایگاه عکس چیلیک) اشاره کرد.
در پایان برنامه گردهمایی پزشکان عکاس ، عکس گروهی ثبت شد و با انجام پذیرایی ، محیط موزه دکتر سندوزی مجالی مناسب را برای گپ وگفتی صمیمانه پیرامون عکاسی و پزشکی بین عکاسان و دندانپزشکان مهیا کرد.
این برنامه در ساعت ۱۸ به پایان رسید